توبه افضل ترازحد

حضرت فرمود: فعلا برو تا از وضعت جویا شوم و تحقیق کنم .
فردا براى بار دوم بازگشت و گفتار روز پیش را تکرار نمود.
این بار آقا على (ع ) فرمود: آیا زن دارى ؟ گفت : آرى . حضرت فرمود: زنت حضور دارد (یعنى مسافرت نرفته ) گفت : آرى .
آنگاه حضرت وضع او را جویا شد. گفتند: مردى فهمیده و عاقل است .
روز سوّم آمد و مانند دو روز قبل تقاضاى پاک شدن نمود باز حضرت فرمود برو تا در باره تو سئوالاتى نمایم .
در روز چهارّم باز خدمت آقا على (ع ) رسید و اقرار کرد، حضرت به قنبر دستور داد تا او را نگهدارد، در این هنگام حالت خشم بر آقا على (ع ) روى داد سپس فرمود: چقدر زشت است که مردى کار ناشایستى از این قبیل انجام دهد و خود را در میان مردم رسوا نماید. چرا توبه نمى کنید بخدا قسم اگر بین خود و خدا واقعا توبه کند بهتر است برایش از اینکه من حد بر او جارى نمایم . آنگاه او را بسوى بیابان برد و در میان مردم فریاد زدند ایّهاالنّاس خارج شوید تا بر این مرد حد جارى شود و با وضعى بیائید که یکدیگر را نشناسید قبل از اینکه بر این مرد حد اجرا شود، محکوم تقاضا کرد اجازه دهند دو رکعت نماز بخواند پس از نماز او را وارد گودالى که حفر شده بود نمودند، بطورى که صورت به طرف مردم بود.
حضرت على (ع ) رو به جمعیّت کرد و فرمود: اى مسلمانان این عمل یکى از حقوق خداست . هر کس برگردن او نیز حقیست برگردد. زیرا کسیکه حدّى بر او باشد نمى تواند حد جارى کند.
همه مردم برگشتند فقط آقا على (ع ) و امام حسن و امام حسین 8 باقى ماندند، حضرت امیرالمؤ منین (ع ) سنگى به دست گرفت و سه تکبیر فرمود و سه سنگ بترتیب با هریک سه تکبیر به آن مرد زد. امام حسن و امام حسین 8 نیز بترتیب همین عمل را تکرار کردند بر اثر همان ضربات مرد گنه کار از دنیا رفت آقا على (ع ) او را بیرون آورده دستور داد قبرى برایش کندند نماز بر او خوانده دفنش کردند، عرضکردند غسلش نمى دهید، حضرت فرمود با چیزى غسل کرد که تا روز قیامت پاک و پاکیزه است همانا صبر بر کار دشوارى نمود.

 

/ 0 نظر / 17 بازدید